|
واژههای ناتمام واژههایی از دل قصهها و شعرها، ناتمام اما ماندگار…
|
[ پنجشنبه دوازدهم تیر ۱۴۰۴ ] [ ] [ مانا ]
[ ]
ما گاهی با خودمان فکر میکنیم اگر پدر و مادرمون رو کنار بگذاریم، اگه گذشتهمون رو فراموش کنیم، شاید زودتر به چیزی که دنبالشیم برسیم. شاید راحتتر توی این دنیای پر از رقابت بجنگیم و پیروز بشیم؛ شاید تصویر مرتبتری از خودمون بسازیم، بینیاز از خاطراتی که خاک گرفتهاند. فکر میکنیم اگه از اونها فاصله بگیریم، میتونیم خودمون رو بازسازی کنیم، بدون قید، بدون گذشته.
مانا/اسفند 1402 برچسبها: پدر و مادر, فراموشی مهر و محبت, لقمه نان, اصالت [ دوشنبه پنجم خرداد ۱۴۰۴ ] [ ] [ مانا ]
[ ]
تا چشم باز کردیم...
دیدیم بزرگ شدیم... البته نه سنی بلکه عقلی شدیم پدر و مادر واسه پدر و مادرامون...
مانا/شهر خاطرات/96 برچسبها: پدر و مادر, بزرگ, سن [ چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۶ ] [ ] [ مانا ]
[ ]
|
|
| [قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] |