واژه‌های ناتمام
واژه‌هایی از دل قصه‌ها و شعرها، ناتمام اما ماندگار… 

عاقبت در گوهر خویش صدف خواهم شد

                                        تو می مانی و سنگی تنها

[ جمعه بیست و دوم دی ۱۳۹۱ ] [ ] [ مانا ] [ ]

تمام عروسک های دنیا یتیم می ماندند!!!

اگر خدا دختر را نمی آفرید!!!

چوپانی را پرسیدند: روزگار چگونه است؟

گفت: گوسفندانم را که پشم چینی کردم  بیشترشان گرگ بودند!



ادامه مطلب
[ چهارشنبه ششم دی ۱۳۹۱ ] [ ] [ مانا ] [ ]

 

امروز پول تن فروشیم را به زن همسایه هدیه کردم تا ابرو کند... برای نامزدی دخترش!

و در خود گریستم...

برای معصومیت دختری که بیخبر دلش را به دست مردی سپرده که دیشب تن سردم را هوسبازانه به تاراج برد و ...

بیشرمانه می خندید از این پیروزی!!!

[ چهارشنبه ششم دی ۱۳۹۱ ] [ ] [ مانا ] [ ]
.: Weblog Themes By themzha :.

درباره وبلاگ

لینک های ویژه
امکانات وب
image
💡 جمله انگیزشی امروز:

در حال بارگذاری...